لطفاً آزادی خود را تمرین(استفاده) کنید، تا آزادی ما ترویج شود!


امروز، تکنالوژی، نقشهای مشارکتی جهانیان را در مورد سرنوشت جهان، چندین برابر بلند برده است. هرچند بشریت بدون تکنالوژی نیز زیسته است؛ اما باید گفت که امروز، تکنالوژی، زبان بشریت است، که از زبان کمپیوتر رنگ می گیرد و انکشاف و توسعه، مهمترین ستراتیژی این زبان است، که میلیونها انسان از آن متأثر می شوند. امروز، حدودأ هشتصد میلیون انسان کرۀ زمین، روزانه از انترنت و اطلاعات انترنتی استفاده می نمایند. عنقریب، این رقم به یک میلیارد بلند خواهد رفت و تکنالوژی را به شاهرگ آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات مبدل خواهد کرد.
افغانستان، جزئی از خانوادۀ بشریت است. جهان امروز به این باور است که آزادی دسترسی به اطلاعات، همۀ جهان را به محل مناسبی برای تمام جهانیان مبدل می سازد. باید این دریچه، که همه بتوانند همدیگر را ببینند، بشنوند و بگویند، توسط دولتها بسته نشود. بدینسان، دریچۀ افغانستان، باید بیشتر به روی جهانیان بازگردد و دریچۀ جهان، به روی افغانستان بازتر گردد. این دریچه، که عبارت از دسترسی به اطلاعات است، باید با حق آزادی بیان باز گردد، تا ما قبل از همه همسایگان خود را (که واقعأ مادر مشکلات ما هستند) بهتر درک کنیم و آنها ما را بهتر درک نمایند؛ تا ما بتوانیم از جهان بیاموزیم و جهان از ما بیاموزد. جریان هوایی، که ازین دریچه خواهد گذشت، همانا اطلاعات است و بایست دو جانبه بوزد. این وزش دو جانبه، گفتمان سازنده یی را خلق می کند. درین گفتمان، تمدنها، ارزشها و هنجارهای جهانی و محلی، شامل می گردند. باور من اینست که گفتمان، در پرتو ضمانتهای حقوق شهروندی سه گانه، که در بالا به آن اشاره گردید، فضای بهتر و مناسبتری را برای ما افغانها و شاید هم برای جهانیان در شناخت بهتر از ما، مساعد می سازد.
بدین ترتیب، با استفاده از تکنالوژی و با داشتن آزادیهای شهروندی، پلی میان حق حصول اطلاعات و تمرین این حق برای شهروندان، میسر می گردد. همین پیش زمینه های حقوقی و داشتن فرصتهای مادی، حق حصول اطلاعات را، به عنصر با اهمیت نظام دموکراتیک مبدل می گرداند. ساختن این پل، برای جامعۀ بشری، چیز جدیدی نیست. این پل را، اروپاییها، امریکاییها و برخی از کشورهای افریقایی و آسیایی، سالهاست که بنا گذاشته اند. این پل، دو ساحۀ ازهم جدا را پیوند می دهد، که در یک سوی آن شهروند تشنۀ معلومات قرار دارد و در سوی دیگر آن، عالمی از معلومات(جهان بسته برای شهروندان کشورهای تحت رژیمهای بسته و وابسته). این پل، نام دیگری نیز دارد: تکنالوژی ارتباط.
این پل، دو کنارۀ دیگر را نیز باهم وصل و هم آهنگ می نماید؛ کنارۀ مطبوعات کلاسیک، یعنی روزنامه، تلویزیون و رادیو را با کنارۀ رسانه های معاصر، که با تکنالوژی پیشرفته خلق گردیده اند.
در دو کنارۀ مهم دیگر این پل، شهرها و دهکده های دوردست قرار می گیرند. در واقع، این پل، رابطه بین شهرها و دهات را بیشتر می کند و فاصله میان شهروندان درشهرها و دهات را کوچکتر می سازد. رسالت مهم دیگرِ این پل، آوردن آزادی برای نسل جدید است. دیگر، نسل جوان، خود را وابسته به حاکمان قدرت نخواهند شمرد. آنها به جهان تکنالوژی دسترسی می یابند. آنها، تکنالوژی را چنان می آموزند که حاکمان قدرت، به این نسل نیاز پیدا می کنند و برای چرخاندن انفرسترکچر خود ازین نسل جوان و نسل تکنالوژی، استفاده می کنند.
انقلاب اطلاعاتی- انقلاب آزادیها،
دستاورد بزرگی را که انقلاب فرانسه نتوانست به دست آورد، انقلاب اطلاعاتی، پیشکش می کند، این دستاورد بزرگ، آزادی است؛ آزادی بیان و آزادی معلومات. آزادی اطلاعات و آزادی بیان، آزادیهای دیگری را نیز بار می آورد. یکی از این آزادیها، آزادی سیاسی از جنگال متعصبین است. آزادی از سلطۀ تندروان راست و چپ، ناسیونالیستها و محورگراها. آزادی و اطلاعات، در کنارهم، سنگر هرنوع نظریات تندروانه برای شهروند را، ازهم می پاشد و زمینه های فکرکردن را با دیدگاههای وسیعتر باز می نماید و این فکر را در گفتمانی، که در بالا از آن نام بردیم، به چالش و مباحثه می گذارد. در واقع، این ترکیب آزادی در اطلاعات و بیان، مشارکت وسیع سیاسی را باعث می گردد. البته دموکراسی و این دو آزادی، در پهلوی همدیگر رشد می کنند و تقویت کنندۀ همدیگراند.
آزادی اطلاعات و آزادی بیان، آزادی اقتصادی را نیز باعث می گردد. در افغانستان، کم سوادی یا بی سوادی رسانه یی، یکی از معضلات مهم به حساب می آید. این که رسانه ها چه نقش دارند و چه نقشی می باید داشته باشند، نه تنها در سطح رهبران سیاسی، بل در میان اهل رسانه های ما، مجهول به نظر می رسد. در اینجا، تا هنوز، رسانه ها از دیدگاههای حقوق بین المللی، حقوق بشر و حقوق بشرخواهانۀ بین المللی و انطباق آن با حقوق ملی، توسط رژیمهای مختلف سیاسی، مورد مطالعه قرار نگرفته است. هنوزهم میان نقشهای سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی رسانه ها، در سطح داشتن یک ستراتیژی ملی، صحبت نمی گردد. امراض مهلک قومی، ایدیالوژیک، زبانی و کم باوریهای ملی، به شدت، در رسانه ها سرایت کرده است. این بیسوادی در مورد رسانه ها، با به اجرا درآوردنِ قوانینِ حق دسترسی به اطلاعات و تضمینهای آزادی بیان، رفع می گردد. این آزادیها، باعث حصول اطلاعات در زمینه های حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گردیده و آزادیهای حقوقی را درین زمینه ها باعث می گردد.
سرمایه گزاریها برای هم آهنگیهای بیشتر در نظام پرورشی و آموزشی کشور، برای ترویج اساسی ترین هنجارهای آزادی بیان و حق داشتن اطلاعات، یکی از وظایف مهم نظامهای در حال گذار به دموکراسی محسوب می شود. یکی از مثالهای خوب و موفق این سرمایه گذاری را می توان در ستراتیژی احیای مجدد ارزشهای حقوق بشری کشور افریقای جنوبی دید. درین کشور، باسواد سازی سیستمهای سه گانۀ دولت و خود نظام رسانه یی افریقای جنوبی از ارجحیتهای ستراتیژیکی آن به شمار می آمد. این باسواد سازی، در کنار باسواد سازی مردم از اپارتاید جنسی، استحکام عدالت، ثبات آرام اقتصادی، گذار از نظام پولیسی به نظام خدماتی قرار گرفت، که تا به حال دستاوردهای بسیار مهمی را به ارمغان آورده است و رسانه ها را با حفظ ارزشهای آزادی بیان، به صورت واقعی آن، بر کرسی قدرت چهارم نشانده است. مثالهای خوب دیگر می توانند نمونه های کشور کوستاریکا در امریکای لاتین و دولت تازه به استقلال رسیدۀ استونیا در بالتیک باشد. این دو کشور آزادیهای بیان و دسترسی به اطلاعات را شامل ستراتیژی ملی خود نموده و توانسته اند برای ترویج این دو اصل، همۀ رسانه ها را شامل برنامه های اجرایی نمایند. نمونه های این دو کشور نشان می دهند که چگونه آزادیهای بیان و اطلاعات در بلند بردن سطح اقتصادی این کشورها نقش برجسته یی را بازی نموده است.
در آسیا نیز نمونه های خوبی برای آموزش وجود دارند، که می توان در این راستا از کشورهای هندوستان و بنگله دیش یاد کرد. درین کشورها، پلی را که در موردش گفته آمدیم، میان شهرها و دهات بنا کرده اند. این کشورها، با وجود فقر اقتصادی، توانسته اند گامهای مهمی را در جهت تقویت فرهنگ ارزشهای رسانه یی و هم آهنگ سازی آزادیهای شهروندی و سیاسی بردارند. انتظار می رود که سایر کشورهای آسیایی نیز به چنین دستاوردها نایل آیند. درینجا تأکید می نمایم که این پنجره را باید به سوی جهان باز کرد و این آموخته ها را جدی گرفت؛ زیرا جهان به سوی جهانی شدن می رود. ما اگر می خواهیم جهان پنجره هایش را به روی ما بازکند، باید پنجرۀ ما نیز بسته نباشد.
آزادی بیان، ضامن آزادیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
چنانی که گفته آمدیم، برای شمولیت در این انقلاب بزرگ ارزشی، باید به دو اصل مهم توجه بسیار جدی داشت: نخست این که باید تمام زمینه های لازم حقوقی و اجرایی را بجوییم تا اطلاعات آزاد به دست همه برسد . یعنی این که نه تنها شهروند با درخواست، اطلاعات دریافت بدارد، بلکه دولت خود اطلاعات را، بدون سانسور، به همه پخش نماید. دوم، ما باید مطمین شویم که اطلاعات ما با مسؤولیت، صحیح و به دور از جعل در پرتو پلورالیسم و شکیبایی پخش گردد. همانقدری که جوهر اطلاعات مهم است، وسایل پخش آن نیز اهمیت دارد. با تأسف که تا هنوز رسانه ها استقلالیت خود را به دست نیاورده اند و در پخش اطلاعات منافع ِ منابع تقویتی خود را در نظر دارند. ما در قرن 21 نمونه های زیادی ازین گونه برخوردها را داریم. نباید این تعهد اقتصادی بر نوعیت و یا جوهر خبر و در مجموع اطلاعاتی که پخش می شود، تأثیر بگذارد.
آزادی بیان، به زبان آن، ربط بسیار دارد. زبان اطلاعات باید زبان قابل فهم باشد. این زبان نباید خشونت اجتماعی بار بیاورد. در جنگهای داخلی کانگو، ادوارد بهر ، خبرنگار مشهور تلویزیون ان بی سی، در میان قربانیانی که همه زن بودند و مورد تجاوز جنسی نظامیان قرار گرفته بودند، داخل شده، صدا می زد: «در اینجا کسی است که به حقش تجاوز شده باشد و بتواند به زبان انگلیسی حرف بزند؟». او می خواست بگوید که تنها رنجی که قربانی می برد، کافی نیست. برای تصویر بخشیدن این جنایت، او می خواست کسی را پیدا کند که این رنج را به زبانی که برای همه قابل فهم باشد، بیان نماید.
امروز، شصت و نه درصد رسانه های دنیا به زبان انگلیسی نشر می شوند. این رقم، تعداد ویب سایتها را نیز دربرمی گیرد، که تا هشتصد میلیون، مراجعین روزانه دارند. بقیه، سی در صد، به زبانهای بین المللی فرانسوی، چینایی، هسپانیایی و زبانهای بزرگ ملی، مثل روسی، آلمانی و عربی، پخش می گردند. در این مورد، مشکل عمده، نبود امکانات لازم برای کسانی است که به زبان انگلیسی و دیگر زبانهای بین المللی آشنایی ندارند. این مشکل نیز بر آزادی بیان و آزادی اطلاعات و در مجموع به دسترسی اطلاعات صدمه می زند. این حاکمیت زبان انگلیسی، پلورالیسم و نگرشهای متفاوت فرهنگی را در جهان محدود کرده است. اکثریت مراکز پخش رسانه های دیجیتلی در اروپا و امریکا قرار دارند. جهان رو به انکشاف، نیاز فراوان به معلومات و فکتها دارد. معلومات، پیشرفت و توسعه بار می آورد. هرچند تکنالوژی معاصر، بالای برگرداندن زبان تکنالوژی به زبانهای ملی، کار می نماید؛ اما برای استفاده ازین زبانها، سواد لازم استفاده از سیستمهای پیشرفتۀ دیجیتل و داشتن امکانات، جزئی از ضروریات عصر ما را می سازد. اکنون که جامعۀ جهانی قراردادن امکانات قابل توجهی به افغانستان را در دستور کار خویش قرارداده است، ایجاب می کند که دولت افغانستان با طرح راهبردی خویش، زمینه های آموزش این پدیده های جدید را برای مردم کشور و به ویژه برای جوانان فراهم آورد. باید سیستم آموزش تکنالوژیهای مدرن، شامل برنامه های آموزشی مراکز آموزش و پرورش گردد.
جهان ما باید به «پلورالیسم ارتباط» باور داشته باشد. هر کسی درین جهان، باید درین نوع پلورالیسم، حضور خود را داشته باشد. ما باید، درین عصر معلومات، با آزادیهای خود زندگی نماییم. زمانی من این مسایل را مطرح می کنم، برخی از دوستان، مرا به مدرنگرایی زیاد متهم می کنند و می گویند که ما باید از کاسۀ افغانستان آب بنوشیم. به باور من، چنین تصور، چیزی بیشتر از خودسانسوری نیست. خودسانسوری، یکی از پدیده های محدود سازی آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات است. ببیند، وقتی من می گویم پلورالیسم ارتباط، هدفم همان احترام به متفاوت بودن ماست؛ امّا این پلورالیسم ارتباط، نباید سد انکشاف ومانع توسعۀ ما گردد؛ بل باید زمینه ها را برای توسعه و انکساف به بار بیاورد. همین حالا، یونسکو، برنامه یی درهمین زمینه دارد، که در برخی از کشورهای رو به انکشاف، مراکز ارتباطیِ را در محلات دور افتاده و برون از شهرها احداث می نماید. این مراکز، با دستگاه انرژی برق، تلفن، تلیفکس، کامپیوتر، انترنت و سایر وسایل زمینه ساز برای این ارتباط، مجهز می باشند. من به چشم خود، نمونۀ این مرکز را در ایالت سین ریپ ، شهر مرزی برما با کمبودیا، دیده ام. این مرکز، دریچۀ جدیدی را، برای مردم این ولایت، باز کرده است. مخارج این مرکز، توسط کشور فرانسه تمویل می گردد. آیا این نمونه ها نمی توانند در افغانستان، قابل استفاده باشند؟ من از پیشرفت سیستم تلفنهای موبایل در افغانستان بسیار خوشحال هستم؛ ولی چقدر خوب می بود تا به سرمایه گذاری افغانستان برای ارتباط، به نکات ارزشی انکشاف اجتماعی، که همانا استفاده از تکنالوژی برای دسترسی به آزادی بیان و اطلاعات است، توجه جدی می شد. باید سیستم سرمایه داری افغانستان بداند که آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات، مارکیت را به بار می آورد و آن را رشد می دهد. در جهان امروز گفته می شود: «سطح بلند زندگی، معادل است به سطح بلند معلومات». چندی پیش، رسانه های اروپا، فعالیت بازاری رستورانتهای مکدونالتس را تحریم کردند. علت آن را سوء استفاده از کار کودکان چینایی، که سامان بازی تولید می کردند، اعلام نمود. این وسایل بازی کودکانه به قیمت بسیار نازل تحت شرایط بسیار بد کاری به دست می آمد و در بازارهای اروپا و امریکا، در پهلوی غذا، به عنوان هدیه برای کودکان داده می شد. در نتیجه، بازار رستورانتهای مکدونالتس به شدت صدمه دید و در برخی از شهرهای اروپایی، حتا بسته شد. رسانه ها این برخورد مکدونالتس را برخلاف کنوانسیون حقوق کودک، که کار اجباری و شاقه را، تخطی از حقوق کودک می شمرد، دانستند. رسانه ها تهدید کردند که اگر جلو این کار به صورت فوری گرفته نشود، تبلیغات وسیعتری تا بستن دروازه های این مؤسسه در تمام اروپا، کار خواهند کرد. به زودی جلو این کار گرفته شد. این نمونۀ بسیار خوبی از قدرت ارزشی رسانه هاست.
آزادیهای بیان و اطلاعات، امنیت فردی و اجتماعی را بار می آورد؛ زیرا این آزادیها در آموزش و پرورش زاده می شوند. تحصیل، زمینه های آگاهیهای اجتماعی را فراهم می سازد؛ کار خلق می کند و آزادیهای فکری را پایه گذاری می کند. مردمان تحصیلکرده کمتر قربانی تنفر و جنگهای بی مفهوم می گردند. آنها به شکیبایی و تحمل عادت می کنند و به زندگی شعوری خویش تلاش می نمایند.
آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات، پیش زمینه های دموکراسی اند. این آزادیها تصفیه کنندۀ غبار نامساعد در فضای مشارکت سیاسی است. این تصفیه کننده، قبل از همه انتخاب را فراهم می سازد. دموکراسی یعنی انتخاب؛ انتخاب خوب از زشت، پس این انتخاب در نتیجۀ آگاهی میسر است.
ضمانتهای حقوق بین المللی، یک اصل با اهمیت برای آزادی بیان و اطلاعات
سدهای زیادی مانع این آزادیها می شوند؛ ولی برای رفع این سدها، راههای برون رفت نیز وجود دارند. یکی از مهمترین راههای برون رفت الحاق به میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی است، که دولت ما چنین کاری را انجام داده است. مادۀ نزدهم این کنوانسیون، به آزادی بیان اختصاص داده شده است و دولتهای عضو را در فراهم آوری تمام امکانات لازم، برای تمرین این آزادی، مکلف دانسته است؛ اما بیایید یکبار از خود بپرسیم که آیا دولتمداران ما این میثاق را خوانده اند؟ تا جایی که من می دانم، نخوانده اند. تا سطح وزیر نخوانده اند و رییس دولت که برای این مسایل وقت نمی گذارد. در جمع نمایندگان پارلمان، که این میثاق را مرور کرده باشند، تعداد شان از شمار انگشتان بلند نخواهند رفت و بقیه این میثاق را شایدهم نشناسند. در رده های حتا اکادمیک نیز، چنین تصویر و تصوری حاکم است. درحالی که این سند از با اعتبارترین نهادهای حقوقی برای آزادی بیان به شمارمی رود.
الحاق به پروتوکول ضمیمۀ همین میثاق، که حق آزادی بیان برای شهروند را مشروعیت لازم می دهد، نیز از اهمیت کمتری برخوردار نیست. این پروتوکول برای فراهم سازی زمینه های مراجعۀ شهروندان به کمیتۀ حقوق بشر است، تا در صورت نقض آزادیهای شان، مستقیمأ به دفاع برآیند و زمینه های حمایتهای بین المللی را برای خود فراهم سازند. آیا با خود اندیشیده اید که در صورت فشار و تعذیب از سوی دولت، می توانید به کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد، که ناشی از میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است، مراجعۀ مستقیم نمایید؟ این پروتوکول به همین منظور ضمیمۀ میثاق گردیده است.
الحاق به حقوق بین المللی و تعهد در برابر قوانین بین المللی به این معناست که قوانین ملی رنگ و بوی آن قوانین بین المللی را بگیرند؛ تا قوانین بین المللی راههای ارزشی و مشروعیتهای ارزشی خود را در قوانین ملی بیابند، تا دولت و نهادهای جامعۀ مدنی به جوابده و گزارشده چگونگی اجرای آن مبدل گردند، تا دولت، خود را مکلف به اجرای موازین آن بداند و بالاخره شهروند ازین امتیازات مهم حقوق بین المللی مستفید گردد. بیایید بازهم از خود بپرسیم که چنین پیامدهایی در برابر ما قرار داشته است؟ جواب جز«نه» چیزی دیگری نمی تواند باشد.
آزادی بیان، جزئی از ارزشهای جهان شمول حقوق بشر
فکر می کنم باید به هنجارهای قبول شدۀ بین المللی تعهد داشت و به بهانۀ «آش افغانستان، کاسۀ افغانستانی»! بر ارزشهای قبول شدۀ حقوق بشر، که آزادی بیان جوهر آن است، طرفه روی نکنیم. حقوق بشر، پدیدۀ جهانشمول است. حقوق بشر افغانستانی، پاکستانی، امریکایی، روسی و... نداریم. حقوق بشر، برای تمام شهروندان جهان و متعلق به شهروندان جهان است.
باور من اینست که برخیها فهمیده و برخیها نفهمیده از موازین و ضوابط جهانشمول حقوق بشر امتیاز می گیرند. تعمیم آزادی بیان، وظیفۀ همۀ ماست. هیچ استثنایی قابل پذیرش نیست و اگر استثناآتی هم مورد بحث باشند، نباید برون از موازین قانونی قرار گیرند. بلی احترام به احساسات ملی، عقیدتی و مسایل دیگری ازین قماش، باید در جوهر قانون بیان گردند.
بیانی که باعث خشونت اجتماعی می گردد، آزادی بیان نیست. تبلیغات نژادپرستانه و برتری جوییهای قوم پرستانه، به هیچ صورتی آزادی بیان پنداشته نمی شود. این اصل، هم در اصول و ضوابط بین المللی آمده است و هم در قوانین ملی از آن یاد شده است.
مداخله بر حریم زندگی شخصی، آزادی بیان نیست؛ ولی یک چیز را نباید فراموش کرد «آزادی، حکم است؛ ولی بیان آن استثنا می پذیرد». این تفسیر حقوقی از مادۀ بیست و بیست و یکم میثاق بین المللی حقوق مدنی ـ سیاسی است. آزادی بیان، متفاوت بودن و متفاوت نگری انسانها را کاملاً احترام می گذارد. جوهر ما در متفاوت بودن ما و اندیشه های ماست؛ ولی یک نکتۀ مهم دیگر را نیز باید در نظر داشت و آن این که این استثناآت نباید یونیفرم داشته باشند ، که کسانی بااستفاده از آن یونیفرمها در برابر قانون برائت حاصل نمایند. فکر می کنم زمان آن فرارسیده است، تا دولت افغانستان، به میثاق جهانی یونسکو دربارۀ احترام به تفاوتهای اتنیکی ملحق گردد. اگر این موازین را بپذیریم، جایی برای کشمکشهای تندروانه باقی نمی ماند.
مؤلفه هایی که آزادی بیان را ارزشی تر می سازند، بر نقش رسانه ها به عنوان مرکز خدماتی شهروند، می چرخند. آزادی بیان، قبل از همه، حق اساسی شهروند است و تنها برای رسانه ها نیست؛ بناءً رسانه ها، با استفاده از آزادی بیان، راه رسیدن شهروند به دولت را باز می سازد. نکتۀ دوم در استقلالیت رسانه هاست. درین زمینه، نقش مارکیت و خودکفایی رسانه ها اهمیت دارد. این نقش نباید بر رسالت رسانه یی صدمه وارد نماید. نکتۀ سوم و مهم، محدود کردن نقش حکومتها بر رسانه هاست. رسانه ها باید با استفاده از جوهر آزادیهای شهروندی عمل نمایند و از تأثیرات سیاسی حکومت، در امان باقی بمانند.
آزادی بیان و آزادی اطلاعات باعث ایجاد جامعۀ مدنی کارا می گردد. باید رسانه ها برین نقش مهم خود پی ببرند. جامعۀ مدنی، در صورتی که حمایت ارزشی رسانه ها را باخود داشته باشد، می تواند بهترین نقشِ رابط شهروند و دولت را بازی نماید. بالاخره، موجودیت رسانه های آزاد، بدون جامعۀ مدنی کارا، ناممکن است. این دو نهاد ارزشی، نه تنها همدیگر را، قویاً، حمایت نمایند، که باید همدیگر را بسازند. در کشور ما، حکومت، نهاد جامعۀ مدنی را، چنانی که لازم است، نمی شناسد. البته در اینجا ضعف خود نهادهای جامعۀ مدنی را نیز نباید نادیده گرفت. اگر، هم آهنگی لازم میان رسانه ها و نهادهای ارزشی جامعۀ مدنی خلق گردد، تأثیر هردو نهاد بر حکومت و محدود سازی حکومت، بسیار به وضاحت مشاهده خواهد شد. در این زمینه، در کشور ما، تلویزیون طلوع و رادیو صبح بخیر افغانستان، کارهایی را انجام داده اند؛ ولی به هیچ صورت نمی توان ادعا کرد که این هم آهنگی، در چوکات یک برنامۀ راهبردی، با دورنمای ارزشی آن، راه اندازی گردیده است.
تأمین آزادی بیان و آزادی اطلاعات، بدون وجود میکانیزم مستقل قضایی، خیلی دشوار به نظر می رسد. قضاوت بر استقلالیت و بیطرفی رسانه ها، به نهاد مستقل و بیطرفی نیاز دارد؛ تا در صورت بروز معاذیر حقوقی، عدالت صدمه نبیند. رسانه ها، زبان و آیینۀ قانون اند؛ پس باید نقش اقتدار قانون و برخوردهای قانونی را درک نمایند و از آن تخطی نورزند.
سخن آخر
باید آزادی بیان، تحت چتر حاکمیت قانون، به شاهراه ارزشی رسیدن به نظام دموکراتیک، مبدل گردد. مسیر این شاهراه، دو طرفه است؛ تا همۀ نظریات بتوانند، بیایند و بروند و در این شاهراه، جایی برای هرنوع وسایل ترافیکی وجود داشته باشد؛ خواه بنز جرمنی باشد یا شورلیت امریکایی، ریکشای هندی، بایسکل چینایی و یاهم کراچی افغانی ما، همه باید درین شاهراه، راه و استقامت و جای خود را داشته باشند.
هوسین سوچی، از تبعیدگاهش، جایی که 14 سال تمام را درآنجا سپری کرده است، خطاب به جهانیان، می گوید: «ای جهانیان! لطفاً آزادی خود را تمرین(استفاده) کنید، تا آزادی ما ترویج گردد!». این پیام، پهلوی ارزشی بسیار مهم دارد و جهانشمول بودن حقوق بشر و آزادی بیان را به نمایش می گذارد.

هوسین سوچی
نوشتۀ ملک ستیز، کارمندِ ارشد در مرکز مطالعات جهانی و حقوق بشر

/ 3 نظر / 157 بازدید
www.clobdl.ir

سلام دوست من من یک سایت دارم اگر دوست داشتید ببینید و تبادل لینک به آدرس زیر بیاید(حتما ببین ) http://www.clobdl.ir و اگر ساکس وی پی ان ویا فیلتر -شکن خواستید به این آدرس برید 2000 تومن 1 ماه ( از پشتیبان های سایت مشاوره بخواهید ) سرعت بسیار بالا http://www.valin1.tk/ www.valenonline.tk واگر خواستید با کمترین هزینه سایت دار شوید و به دنیای سایت ها اضافه بشید فقط با 1000 تومن( از پشتیبان های سایت مشاوره بخواهید ) www.valen-host.ir www.valen-host.net این ایدی هم ادد کنید رو مسنجر ها تون (ممنون میشم ) cloobdl1@yahoo.com و بر روی گروه سایت عضو شوید تا مطلاب جدید و داغ همان روز برای امیل شما ارسال شود tech.groups.yahoo.com/group/clobdl1/join? برای رفتن به تمام آدرس های بالا کافیست انها را در مرور گر خود کپی کنید

اسپمر بلاگفا نسخه قدرتمند بیست کامنت

برای بالا بردن آمار واقعی وبلاگ و وبسایتتون مناسب برای همه کسانی که در اینترنت فعالیت دارند 20comment بهترين نرم افزار ارسال نظر را در سايت ما ببينيد يک قدم تا موفقيت

شاکی

عالییییییییییییییییییییییییییییییییی[دست][دست]