آستانه حقوق فضا - حقوق بین الملل و حقوق ملی

New Page 1
   
تماس درباه من اتاق بازرگانی اخبار کانون وکلا دفتر سازمان ملل دفتر یونیسف صفحه نخست
 

  آستانه حقوق فضا
نویسنده : جمال الدین تاراز - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٤
 

گستره حقوق درست به اندازه گستره زندگی بشر امروز است و گستره زندگی بشر امروز، هیچ مرزی ندارد؛ از عمیق ترین و ناشناخته ترین بخش های اقیانوس تا دورترین و غیرقابل تصورترین نقاط فضا. به همین دلیل است که امروزه حقوق حتی به فضا نیز رفته است.

گستره حقوق درست به اندازه گستره زندگی بشر امروز است و گستره زندگی بشر امروز، هیچ مرزی ندارد؛ از عمیق ترین و ناشناخته ترین بخش های اقیانوس تا دورترین و غیرقابل تصورترین نقاط فضا. به همین دلیل است که امروزه حقوق حتی به فضا نیز رفته است.


در ابتدا، این ایالات متحده آمریکا بود که پیشگام عقیدۀ جلوگیری از کاربرد "حق حاکمیّت" در فضای ماورای جو و تأکید بر استفاده صلح آمیز از فضا و اکتشافات فضایی شد. این امر درست در زمانی که شورویها با پرتاب ماهواره اسپوتنیک ۱ در سال ژئوفیزیکی ۱۹۵۷، جلو دار عصر فضا شده بودند، صورت گرفت.


آمریکایی ها که از فناوری فضایی روسها عقب بودند، می ترسیدند که این بازی جدید را به رقیب تازه سر از خاکستر جنگ برآورده، ببازند و این چنین شد که حقوق فضا، نامی آشنا شد برای کسانی که در این حوزه فقط به مهندسی و دانش فنی یا فیزیکی می اندیشیدند.


اکتشاف و استفاده از فضای ماورای جو، از جمله ماه و دیگر اجرام سماوی باید برای منافع و مصالح تمام ملتها، بدون توجه به درجۀ توسعۀ اقتصادی و علمی آنان بوده و قلمرو مشترک بشریّت محسوب می گردد. همچنین فضای ماورای جو از جمله ماه و دیگر اجرام سماوی جزء تعلقات ملّی نبوده و نمی توان به قصد اشغال، یا با هر قصدی دیگر، بر آن ادعای حق حاکمیّت نمود.


این جملات به ظاهر ساده، روح فعالیتهای فضایی ملتهای سیاره زمین بوده و از نظر حقوقی برای کلمه به کلمه آنها زمان زیادی صرف شده است تا حقی از کسی ضایع نشود. ایران ما، به تازگی و با دستاوردهای فضایی جدیدش، جایی در فضای ماورای جو برای خود دست و پا نموده است. به همین دلیل نباید چشم بسته وارد این دنیای جدید شد. کتاب "آستانه حقوق فضا" یکی از اولین چراغهایی است که به منظور روشن ساختن این مسیر سخت و پرنشیب و فراز بر تاریکی نادانی تابانیده شده است.


آناهیتا وزیری منفرد، مترجم و گردآورنده این کتاب در مقدمه خود آورده است:
"همیشه به فیزیک رشته تحصیلی خود بیشتر از هر رشته علمی دیگر علاقمند بودم تا اینکه با علم حقوق فضایی آشنا شدم و به اهمیت آموختن آن در منافع و زندگی امروزه انسانها از جمله ساکنین کشورم پی بردم و دانستم که هر موضوعی از علم، بسیار ارزشمند است.


جالب توجه برای من این بود که بسیاری از پایه های حقوق فضایی از قوانین فیزیکی، مثل قوانین کپلر نتیجه گیری شده اند. خوشبختانه امکان دسترسی به متخصصین مجرب کشورم مثل استاد دانشمند و بزرگوار آقای دکتر خلیلی تحصیل کرده حقوق هوافضا ازدانشگاه لندن وآقای دکتر تاریخی که اولین ایرانی عضو کمیته سازمان ملل برای استفاده صلح جویانه از فضا بوده و سپس به عضویت در هیئت رئیسه این کمیته در آمده اند را پیدا کردم.


ارزنده ترین هدیه اطلاعات است و بهترین روش برای سپاسگزاری را در این دیدم که آنچه آموخته ام را در اختیار دیگر هموطنان و همزبانان خود قرار دهم.


پس از مطالعه و بررسی در مورد حقوق بین المللی فضایی، بسیار به این موضوع علاقمند شدم و در سفری به کشور کانادا به دانشگاه مک گیل در مونتریال که به گفته آقای دکتر خلیلی "پیشگام حقوق فضایی" است رفتم.


در جلساتی با محققین حقوق فضایی از جمله پرفسور رم جکو، آقای جان سییبرت، خانم سارا استبرگ، دکتر ماریا بوزدوگان حضور پیدا کرده، دسترسی به منابعی ارزشمند از جمله مدارک و گزارشها و نیز کتابهایی حاصل تحقیقات موسسات بین المللی در مورد حقوق فضایی پیدا کرده، جدیدترین آنها را با خود به ایران آوردم. مطالعه آنها مرا بسیار علاقمند کرد و موضوعات این مطالب بسیار مورد توجه متخصصین کشورم قرار گرفت. برای گسترش اطلاعات موجود در آنها تصمیم به ترجمه آنها گرفتم.


از جمله این منابع عبارت از مجموعه مقالات سالانه حقوق هوافضا، گزارش امنیت فضایی ۲۰۰۶، امنیت مشترک در فضای ماورای جو و گزارش سمینار میان رشته ای و بین المللی خط مشی و حقوق مرتبط با منابع فضای ماورای جو، از جمله ماه، مریخ، و دیگر اجرام آسمانی بودند. ترجمه کامل بخش اول و دوم منابع مذکور در این گردآوری موجود است و به نتایجی از منابع دیگر در مقدمه اشاراتی شده است.


این گردآوری اطلاعات ارزشمندی را که هرکسی علاقمند به دانستن آنهاست ارائه می دهد. بخش محیط فضا و زباله های فضایی که فصل اول گزارش سال ۲۰۰۶ امنیت فضایی را تشکیل می دهد، علاوه بر اینکه مطلبی جالب توجه است، اشاره های به نتیجه فعالیتهای نمایندگان ایران در سال ۲۰۰۵ دارد که مطالعه آن برای من بسیار هیجان آور بود.


"کنترل اموال فضایی" و "چه کسی مالک مدار زمین آهنگ است؟" از کتاب مجموعه مقالات در گزارش سالانه دانشگاه مک گیل در زمینه حقوق هوافضا گرفته شده است. برای معرفی بهتر منابع گردآوری این گزارش، مقدمه کتاب امنیت فضایی ۲۰۰۶ بطور کامل ترجمه شده است. با خواندن این کتاب خواننده محترم به منافع موجود در فضا و اهمیت حضور کشور عزیزمان در جوامع بین المللی مرتبط با فضا، پی می برد و با زبان حقوقی مکالمه در این زمینه کمی آشنا می شود.


پس از مطالعه مقاله کنترل اموال فضایی به وضوح دیدم که دانستن قوانین و عرف بین المللی و وارد شدن از راه درست آن چگونه جزیره کوچک و دور افتاده ای مثل تونگا را موفق به افزایش قابل توجهی در درآمد سالانه این کشور کرد.


مقاله دیگر نیز مرا با اهمیت منابع محدود فضایی و چگونگی استدلال کشورها در بازار این منابع برای حفظ منافع خود آشنا کرد. امیدوارم که با سهیم کردن خواننده در این اطلاعات، خدمتی ارائه کرده باشم.


فضای ماورای جو طبق قوانین متعلق به همه است، وهیچ قسمتی ازآن تحت حاکمیت و مالکیت هیچ کشور ویژه ای نمی تواند باشد، ولی منافع حاصل از فضا می بایست بین کشورها بطورعادلانه تقسیم شود. مسلماً حضور کشور ما در مجامع بین المللی و آگاهی ما از این قوانین و از حقوق خود تنها راه تضمین دستیابی عادلانه ایرانیها به این منافع است.


با مطالعه گزارش سمینار بین المللی حقوق مرتبط با منابع ماورای جو مثل ماه و مریخ و دیگر اجرام آسمانی که شرکت کنندگان آن نمایندگان کشورهای مختلف جهان بودند، برایم واضح بود که چگونه قدرتهای فضایی تلاش برای ترجمه قوانینی که قبلاً خود وضع کرده اند و فضا را متعلق به تمام مردم کره زمین می داند، به شکلی دارند که حاصل زحمات خود را برای ایجاد فن آوری استفاده از این منابع، پررنگ تر کرده و در نتیجه خود را محق تر برای بهره برداری ها نشان دهند.آنها به دنبال تصمیم گیری برای تعریف اصلاحات حقوقی در قوانین قبلاً وضع شده و وضع قوانین جدید به گونه ای هستند که منافع ملی خود را ارجح بر منافع بین المللی بدست آورند. قوانینی که زمانی که خود در قدرت مطلق نبوده اند برای جلوگیری از اقدامات یک جانبه رقبای خود از جمله شوروی سابق به وضع آن اصرار فراوان داشتند. "

پول فضایی و حقوق فضا ( قسمت دوم)


سوال دیگری که مطرح است این است که بر طبق ماده 70 کنوانسیون مسئولیت بین المللی (که اظهار می دارد : جبران خسارت به شکل پول رایج دولت خواهان صورت صورت می پذیرد مگر این که به نحو دیگری توافق صورت پذیرد.) آیا دولت ها می پذیرند که با QUID خسارت را جبران کنند و البته محتمل است که این گونه شود چرا که در معاهده قید نشده تا جبران خسارت را به شکل خاصی ملزم سازد اگر دولت ها شکل جایگزینی را برای جبران خسارت برگزینند.


و مسئله بعدی این است که هر چند QUID شکلی از پول باشد باید توجه داشت که بوسیله یک شرکت خصوصی ایجاد گردیده است. . Travelex اعلام کرده که قصد دارد با «‌ بانک انگلند» برای ثبت پول خود بعنوان پول رسمی فعالیت کند. ولی تا آن زمان چه قانونی حاکم بر QUID خوهد بود ؟ شرکت شماره سریال هایی را ایجاد کرده که تعقیب قانونی را برای آن ممکن ساخته و از جعل این پول جلوگیری می کند. ولی سوال اینجاست که آیا چیزی بیش از قوانین IP استاندارد از محصولات شرکت حمایت می کند. این پول می تواند شبیه به اوراق بازرگانی تهیه شود ولی آن وقت این استدلال رد خواهد شد چرا که به احتمال قوی از کاغذ نیست.


و در آخر این که QUID به نظر یک پوشش شبه زمینی تجارتی است که در فضا ظاهر خواهد شد (ساحل دیتونا را روی ماه تصور کنید - با تی شرت های رنگی کامل کنید) . احتمالاًQUID تنها یک عامل یکسان سازی است . یک حوزه تجارتی شبه زمینی در فضا تابع چندین قانون فراملی است که می تواند مخاطرات پر هزینه ای را برای تجارت در بر داشته باشد ( تصور کنید هر فروشگاه در یک خیابان اصلی مشمول یک حوزه قضایی و نظام حقوقی متفاوت باشد). سوالی که مطرح است این است که آیا QUID طلایه دار lex mercatoria در فضاست. تجار بازرگانی در فضا ممکن است به اعمال قوانین معامله با یکدیگر که در خارج از حوزه داخلی و یا قوانین بین المللی است ، خاتمه دهند . در حقیقت آنها برای ایجاد توریسم و اکتشافات فضایی بعنوان کاری پر منفعت مجبورند که این اقدام را انجام دهند. QUID می تواند بعنوان نماینده این کار در نظر گرفته شود که در آن یک شرکتی خصوصی طراحی شده تا به معامله با مشتریان در فضا بپردازد. در حالی که شواهدی در معامله با بعضی آژانس های دولتی مشاهده شده ، در حال حاضر به نظر می رسد که تراولکس تنها شرکتی خصوصی است که در این زمینه کار می کند اگر سایر شرکت های بازرگانی آن را بعنوان قدرت قانونی بپذیرند.

امروزه با گسترش علم وتکنولوژی مباحث جدیدی در شاخه های مختلف حقوق بین الملل مطرح میگردد که ساخت پول فضایی یکی از آن نمونه هاست . مقاله زیر که ترجمه مقاله پ.ج. بلاونت توسط اینجانبمی باشد که برای اطلاع علاقمندان ارائه می گردد .


پول فضایی و حقوق فضا


P.J.Blount


اوایل ماه اکتبر(2007) تراولکس (Travelex )، شرکت تخصصی پول و ارز، از طرح خود برای برای اولین پول فضایی پرده بر داشت . شبه واحد پولی بین کهکشانی جهانی (QUID) ، شکلی از یک ارز است که به طور علمی طراحی شده تا برای محیط زیست فضا امن و بی خطر باشد. به گفته « تراولکس» اشکال سنتی پرداخت برای فضای خارج از جو مناسب نخواهند بود ( لبه های تیز سکه ها در جاذبه صفر خطرناک هستند و همچنین نوار مغناطیسی کارت های اعتباری در ناحیه الکترو مغناطیسی زمین عمل نخواهند کرد و مسافرین در این فاصله دور نمی توانند پراداخت های موثری انجام دهند). این پول برای محیط زیست فضا ایمن بوده چون فاقد لبه تیز بوده و از یک نوع پلاستیک ویژه فضا ساخته شده و بعلاوه حاوی نقشه منظومه شمسی است تا به مسافران در برخورد با بیگانگان در حالی که در رستورانی در اعماق کیهان صورتحساب خود را می پردازند، کمک بصری ارائه کند.


این شکل جدید پرداخت بین کهکشانی کاملا با یک سری سوالات حقوقی مطرح است :
اولین پرسشی که مطرح می شود این است که آیا انتشار پول بعنوان فعالیتی فضایی تحت « معاهده فضای ماورای جو » محسوب می شود یا خیر ؟ در صورت مثبت بودن پاسخ اجازه و نظارت مداومی را لازم دارد . بعلاوه اگر یک فعالیت ملی و داخلی محسوب می شود پس مسئولیت بین المللی برای کشور مربوطه که بر ] فعالیت های [ «تراولکس » نظارت دارد ، به همراه خواهد داشت. اما کدام کشور مسئولیت نظارت بر ] فعالیت های [ « تراولکس » را بعهده می گیرد؟ مرکز فعالیت های « تراولکس » در لندن می باشد ولی شرکت آنها شعباتی را در تمام نقاط دنیا دارا می باشند . آیا نظارت کشور با مکان تبدیل ارز تغییر می کند یا با نوع ارز تبدیل شده ؟ ( QUID در تمام نقاط دنیا و با همه 176 ارز رایج در جهان قابل خریداری است) . این مسئله ممکن است در حال حاضر قابل بحث باشد چرا که تراولکس تنها مرتکب اعمال سرزمینی شده است. هرچند بر پایه گزارشی « تراولکس » درخواستی را مبنی بر افتتاح اولین دفتر تبدیل ارز( صرافی ) در کره ماه ارائه داده است که می تواند بعنوان یک فعالیت فضایی تلقی شود. ولی بنا نداریم بگوییم این درخواست به چه کسی ارائه گردیده است.


مقاله ای از پروفسور هاوکینگ در مورد انحراف فضا


تمام تارها را می توان به عنوان راه حل هایی برای معادلات نظریه های ابرگرانش در ۱۰ یا ۱۱ بعد در نظر گرفت. هر چند که ابعاد ۱۰ گانه یا ۱۱ گانه با فضا زمانی که درک می کنیم، چندان شباهتی ندارد؛ اما در توجیه این نکته گفته می شود که ۶ یا ۷ بعد دیگر چنان پیچ خورده و کوچک شده اند که متوجه وجود آنها نمی شویم و فقط ۳ بعد باقیمانده را که بزرگ و تقریباً مسطح هستند، درک می کنیم.

تمام تارها را می توان به عنوان راه حل هایی برای معادلات نظریه های ابرگرانش در ۱۰ یا ۱۱ بعد در نظر گرفت. هر چند که ابعاد ۱۰ گانه یا ۱۱ گانه با فضا زمانی که درک می کنیم، چندان شباهتی ندارد؛ اما در توجیه این نکته گفته می شود که ۶ یا ۷ بعد دیگر چنان پیچ خورده و کوچک شده اند که متوجه وجود آنها نمی شویم و فقط ۳ بعد باقیمانده را که بزرگ و تقریباً مسطح هستند، درک می کنیم.


لازم است یادآور شوم که شخصاً از پذیرفتن ابعاد بالاتر چندان خرسند نبوده ام. اما از آنجا که اثبات گرا هستم، پرسش «آیا ابعاد بالاتر واقعاً وجود دارند؟» بی معنی است. فقط می توان پرسید آیا مدل های ریاضیاتی با ابعاد بالاتر توصیف مناسبی از جهان ارائه می دهد یا خیر. ما تاکنون مشاهداتی نداشتیم که برای تفسیر آنها به وجود ابعاد بالاتر نیازی باشد. با این همه این احتمال وجود دارد که این ابعاد را در برخورد دهنده بزرگ هادرون که در ژنو قرار دارد، مشاهده کنیم. اما آنچه که بسیاری از افراد و از جمله مرا متقاعد ساخته است که مدل های با ابعاد بالاتر را جدی تلقی کنند، آن است که شبکه ای از ارتباط های غیرمنتظره که دوگانگی نامیده می شود، در این مدل ها وجود دارد. این دوگانگی ها نشان می دهد که مدل ها اصولاً معادل یکدیگرند، به عبارت دیگر این مدل ها جنبه های مختلف یک نظریه بنیادی هستند، که نظریه ام تئوری نام گرفته است.


اگر وجود این شبکه از دو گانگی ها را نشانه ای از حرکت در مسیر صحیح ندانیم، تقریباً مثل آن است که فکر کنیم خداوند فسیل ها را در صخره ها قرار داده است تا داروین در مورد تکامل حیات گمراه شود. این دوگانگی ها نشان می دهد که ۵ نظریه ابرتار مبانی فیزیکی یکسانی را بیان می کند و از لحاظ فیزیکی معادل ابرگرانش است. نمی توان گفت که ابر تارها بنیادی تر از گرانش است یا برعکس، ابر گرانش بنیادی تر از ابرتار. بلکه این نظریه ها بیان های متفاوتی از یک نظریه بنیادی است که هرکدام از آنها برای محاسبه در موقعیت های مختلف مفید واقع می شوند. نظریه های تار برای محاسبه حوادثی که هنگام برخورد چند ذره با انرژی بالا و تفرق آنها روی می دهد، مناسب است زیرا فاقد بی نهایت ها است. با این همه این نظریه برای توصیف چگونگی تابدار شدن جهان به وسیله انرژی تعداد زیادی ذره یا تشکیل حالت محدود مثل سیاهچاله فایده چندانی ندارد. برای چنین وضعیت هایی به ابر گرانش نیاز است که اصولاً از نظریه فضا زمان خمیده اینشتین همراه با بعضی موضوع های دیگر تشکیل شده است. این تصویری از عمده مطالبی است که پس از این در مورد آنها صحبت خواهم کرد.


مناسب است برای تشریح اینکه چگونه تئوری کوآنتوم به زمان و فضا شکل می دهد، ایده زمان موهومی را بیان کنیم. شاید به نظر برسد زمان موهومی برگرفته از داستان های علمی تخیلی باشد، اما زمان موهومی در ریاضیات مفهومی کاملاً تعریف شده است: زمان موهومی زمانی است که با اعداد موهومی سنجش می شود. می توان اعداد حقیقی معمولی همانند ۱، ۲، ۵/۳ و غیره را به صورت مکانشان روی خطی که از چپ به راست امتداد دارد در نظر گرفت: صفر در وسط خط، اعداد حقیقی مثبت در سمت راست و اعداد منفی حقیقی در سمت چپ قرار دارند.


اعداد موهومی را می توان به صورت مکانشان روی خط عمود در نظر گرفت: صفر باز هم در وسط خط قرار دارد، اعداد موهومی مثبت رو به بالا و اعداد موهومی منفی رو به پایین ترسیم می شود. بنابراین اعداد موهومی را می توان به صورت نوع جدیدی از اعداد، عمود بر اعداد حقیقی معمولی در نظر گرفت. از آنجایی که این اعداد ساختاری ریاضیاتی هستند لازم نیست که به طور فیزیکی تحقق یابند، هیچکس نمی تواند به تعداد عدد موهومی پرتقال داشته باشد یا صاحب یک کارت اعتباری با صورت حساب اعداد موهومی باشد.


ممکن است کسی فکر کند که این گفته ها به این معنی است که اعداد موهومی فقط یک بازی ریاضی است که با دنیای واقعی کاری ندارد. با این همه از دیدگاه فلسفه اثبات گرا نمی توان تعیین کرد که چه چیزی واقعی است. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که دریابیم کدام مدل های ریاضی جهانی را که در آن زندگی می کنیم، توصیف می کند. معلوم می شود که مدل ریاضیاتی شامل زمان موهومی نه تنها آثاری را که پیش از این مشاهده کردیم، پیش گویی می کند، بلکه آثاری را پیش گویی می کند که تاکنون نتوانسته ایم اندازه گیری کنیم، ولی به دلایل دیگر، آنها را باور داشتیم. پس چه چیز واقعی و چه چیز موهومی است؟ آیا این دو فقط در ذهن ما متمایز از یکدیگرند؟


نظریه نسبیت عام کلاسیک (یعنی غیر کوآنتومی) اینشتین زمان واقعی را با سه بعد دیگر فضا ادغام می کند تا فضا زمان چهار بعدی را به وجود آورد. اما جهت زمان واقعی با سه جهت دیگر زمان تفاوت داشت؛ خط جهانی یا تاریخ یک ناظر در زمان واقعی همیشه افزایش می یابد (به عبارت دیگر زمان همیشه از گذشته به سوی آینده حرکت می کند.) ولی سه بعد دیگر فضا هم می توانند کاهش یابند و هم افزایش به عبارت دیگر می توان در فضا تغییر جهت داد اما نمی توان در خلاف جهت زمان حرکت کرد.


از طرف دیگر، از آنجایی که زمان موهومی عمود بر زمان واقعی است، همانند جهت فضایی چهارم رفتار می کند و بنابراین زمان موهومی می تواند شامل احتمال هایی بیش از مسیر راه آهن زمان واقعی باشد که دارای آغاز و پایان است یا روی یک مسیر بسته حرکت می کند. با توجه به این مفهوم موهومی است که می گوییم زمان دارای شکل است.


● آیا زمین در یک چاله فضا زمان واقع شده است؟


به زودی جواب را به دست خواهیم آورد: آزمایش فیزیکی مشترکی بین سازمان فضایی آمریکا(ناسا) و دانشگاه استنفورد ، به نام “گرانش کاو B” اخیرا به نخستین نتایج رسیده است. اکنون اولین سال جمع آوری اطلاعات این ماهواره در مدار زمین به پایان رسیده است. نتایج ، که تجزیه و تحلیل آنها یک سال دیگر طول خواهد کشید، شکل انحنای فضا زمان را در نزدیکی زمین مشخص خواهد کرد.


زمان و فضا –بر طبق نظریه نسبیت اینشتین –به یکدیگر بافته شده اند و ساختار تار و پودی چهاربعدی به نام فضا زمان را به وجود آورده اند.جرم قابل توجه زمین ، این ساختار را به شکل یک گودی در می آورد.مانند شخص سنگینی که وسط یک تشک بادی نشسته باشد (هر چند که چنین خمیدگیهای فضا زمان را اغلب در محیط اطراف اجرام بسیار پر جرم تر و فشرده تری مانند سیاهچاله ها، ستاره های نوترونی، و کوتوله های سفید سراغ داریم اما اگر با دقت کافی محیط اطراف اجرام بسیار کم جرم تری مانند زمین را نیز بررسی کنیم خمیدگی فضا زمان ناشی از جرم زمین را می توانیم بیابیم.)


بر طبق نظریه نسبیت عام اینشتین ، حرکت اجسام در ساختار تار و پودی فضا زمان صورت می گیرد. یعنی جسم در حال حرکت تابع شکل فضا زمانی است که در آن واقع شده است. بر اساس این نظریه، گرانش باعث تغییر شکل ساختار فضا زمان می شود و در نتیجه حرکت جسم نیز بر اثر میدان گرانشی تغییر می کند. می توان گفت که به زبان اینشتین گرانش در اصل حرکت اجسام در مسیر خمیدگی ساختار فضا زمان در اطراف جسم پرجرم است. یعنی وقتی زمین ر مداری به دور خورشید در گردش است از دید نسبیتی به دلیل انحنای فضا زمان اطراف خورشید در این مسیر هدایت می شود.


اگر زمین ثابت بود، ضرورتی برای انجام این کاوش نبود، ولی از آنجا که زمین به دور خود حرکت دورانی دارد ، این خمیدگی نیز باید همراه با زمین بچرخد.زمین با پیچ و تاب دادن ساختار فضا زمان به دور خود به آرامی آن را به صورت یک ساختار چرخشی ۴ بعدی در می آورد.این همان چیزی است که ماهواره گرانش کاو یا GP B برای آزمایش آن به فضا فرستاده شده است.


این آزمایش براساس فکر بسیار ساده ای انجام می شود: یک ژیروسکوپ ( گردش نما ) در حال چرخش در مداری در نزدیکی زمین قرار می دهند ، در حالی که محور چرخش آن به سمت یک ستاره بسیار دور در نقش یک مرجع ثابت و بدون حرکت نشانه رفته است. بدون وجود نیروهای خارجی، محور ژیروسکوپ باید تا ابد به سمت همان ستاره ثابت بماند.ولی چون فضا زمان در نزدیکی زمین خمیده است، جهت محور ژیروسکوپ به مرور زمان تغییر می کند.با اندازه گیری بسیار دقیق تغییرات جهت محور ژیروسکوپ نسبت به ستاره، می توان میزان خمیدگی فضا زمان را در نزدیکی زمین اندازه گرفت.


اما در عمل این آزمایش بسیار دشوار است: ۴ ژیروسکوپی که در GP B کار گذاشته شده اند، کامل ترین کره هایی هستند که تا به حال به دست بشر ساخته شده اند.این کره ها که هر کدام به اندازه یک توپ پینگ پونگ اند (به قطر حدود ۴ سانتی متر)، از جنس سیلیکون و کوارتز هستند. هیچ گاه اختلاف آنها با یک کره کامل بیش از ۴۰ لایه اتمی نیست. اگر ژیروسکوپ ها کاملا کروی نبودند، محور چرخش آنها حتی بدون اثرات نسبیتی ، حرکت می کرد.


بر طبق محاسبات فضا زمان انحنا پیدا کرده در نزدیکی زمین باعث می شود تا محور ژیروسکوپ در طول یک سال به اندازه ی ۰۴۱/۰ ثانیه قوس جابه جا شود. یک ثانیه قوس ۳۶۰۰/۱ یک درجه است. برای اندازه گیری دقیق این زاویه، GP B به دقت سنجش فوق العاده ۰۰۰۵/۰ ثانیه قوس نیاز دارد.این عمل مانند آن است که بخواهیم قطر یک ورق کاغذ را از فاصله ی ۱۵۰ کیلومتری اندازه بگیریم.


محققان GP B فناوری های کاملا جدیدی را برای این اندازه گیری اختراع کرده اند. آنان ماهواره گرانش کاو را کاملا “بدون لرزش” ساخته اند تا در هنگام حرکت ماهواره در لایه های بالایی جو به ژیروسکوپ ها لرزشی وارد نشود. آنها دریافتند که چگونه از نفوذ میدان مغناطیسی زمین به داخل فضاپیما جلوگیری کنند و همچنین دستگاهی را برای اندازه گیری چرخش ژیروسکوپ ، بدون تماس با آن، اختراع کردند.


فرانسیس اوریت ، استاد فیزیک دانشگاه استنفورد و محقق اصلی پروژه GP B می گوید: “در جریان انجام آزمایش هیچ حادثه غافلگیر کننده ای اتفاق نیفتاده است.” اکنون که مرحله جمع آوری اطلاعات پایان یافته است ، او می گوید : “دانشمندان GP B با اشتیاق و علاقه بیشتری به کار خود ادامه می دهند و کار سخت پیش روی خود را نادیده نمی گیرند.”


در مرحله بعدی آنها باید اطلاعات گرفته شده را به طور دقیق و کامل بررسی کنند.اوریت توضیح می دهد که دانشمندان GP B این کار را در سه مرحله انجام می دهند: در مرحله اول آنان اطلاعات را به صورت روز به روز بررسی می کنند تا بی نظمی های موجود در آنها را بیابند. سپس اطلاعات را به صورت ماه به ماه در می آورند و در نهایت آنها را به صورت یک مجموعه کامل به دست آمده در طول یک سال، تحلیل می کنند. بدین ترتیب دانشمندان ایرادات موجود در اطلاعات را ، که از طریق یک روش تجزیه و تحلیل ساده نمی توان پیدا کرد، می یابند.


نهایتا دانشمندان از سراسر دنیا نتایج را به دقت بررسی می کنند.اوریت می گوید: “بدین طریق به سخت ترین منتقدان، اجازه شرکت در این پروژه داده می شود.” اگر GP B بتواند به طور دقیق چاله فضا زمانی را که انتظار می رود مشخص کند، بدین معنی است که بر اساس باور عمومی فیزیکدانان نظریه اینشتین حقیقت داشته است ولی اگر این گونه نشود، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شاید ایرادی در نظریه نسبیت عام اینشتین یافته شود. اختلاف کوچکی که ظهور انقلابی بزرگ را در فیزیک عصر جدید اعلام خواهد کرد.

منبع: http://www.blogylaw.com/forum/printthread.php?tid=2303



Abstract: The increasing expansion of activities of international organizations, especially the United Nations, and its significant effect on modeling human life through the human rights paradigm with an aim to support and protect human and citizenship rights against systematic and explicit violations, have led to the emergence of different solutions, doctrines, and support norms. The Responsibility to Protect Doctrine (RtoP or R2P) is among the most important doctrines introduced into this field. This doctrine has gained a special status in the theoretical discussions of scholars of international law in the course of its evolution to universal norms. It is considered a completely humanitarian strategy to support and protect human and citizenship rights. Due to the importance of this issue, the present descriptive-analytic manuscript, which was based on the achievements and studies of active international organizations, not only discussed the basics and characteristics of this doctrine, but also reviewed opposing viewpoints and the conceptual meaning of this doctrine. This study was aimed to answer the following question: How does R2P influence the process of developing and deepening citizenship rights at the national and international levels? It was also proved that R2P employs a corrective and interactive approach and thus it can be used as a useful and efficient solution by governments in crisis or in danger of crisis


جمال الدین تراز

ارئه دهنده خدمات حقوقی به تجار و بازرگانان بین المللی ، شرکت های نفتی ، دارندگان کارت بازرگانی و ... 

کارشناس فقه و حقوق اسلامی و کارشناس ارشد حقوق بین الملل

:...تلفن
:... فکس

E-mail:jamaltaraz@gmail.com

      مشاوره هوشمند حقوقی


Jamaledin Taraz, M.A.
Masters of Art in International Law & B.A. of Iran Law  

Legal service provider for international businesses, oil companies, business stakeholders

Tel: .....

Fax:.....

E-mail:jamaltaraz@gmail.com


دارای گواهینامه تخصصی مهارت های فن مذاکره در قراردادهای بین المللی

استاد دوره تخصصی : دکتر سید نصر الله ابراهیمی دکتری حقوق بین الملل خصوصی از دانشگاه شفیلد انگلستان - عضو هیأت علمی دانشگاه تهران - مدیر امور حقوقی و قراردادهای شرکت مهندسی و توسعه نفت - مشاور حقوقی شرکت ملی نفت ایران ، نایب رئیس هیئت مدیره انجمن مدیریت پروژه ایران و



عنوان: دکترین مسئوولیت حمایت و نقش آن در گسترش و تعمیق حقوق شهروندی

چکیده: گسترش روزافزون فعالیت سازمان های بین المللی با محوریت سازمان ملل متحد و نقش تاثیر گذار آنها در الگو سازی زندگی نوع بشر از رهیافت پارادایم حقوق بشری جهت حمایت و حفاظت از حقوق بشر و شهروندی در برابر نقض آشکار و سیستماتیک ، سبب ارائه راه حل ها ، دکترین ها و هنجارهای حمایتی مختلف شده است که دکترین مسئوولیت حمایت موسوم به (RtoP) یا (R2P) ، یکی از مهمترین دکترین های ارائه شده در این زمینه می باشد. دکترینی که در راستای تکامل خود به سمت تبدیل شدن به هنجاری جهان شمول ، امروزه در بحث های نظری اندیشمندان حقوق بین الملل جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است و بعنوان راهبردی کاملا بشردوستانه بسوی حمایت و حفاظت هر چه بیشتر از حقوق بشر و شهروندی تلقی می گردد که باتوجه به اهمیت موضوع در این پایان نامه «توصیفی تحلیلی» مبتنی بر دستاوردها و مطالعات سازمان های بین المللی فعال در این حوزه ، ضمن پرداختن به مبانی و ویژگی های آن و بررسی دیدگاه مخالفان و درک مفهومی از آن ، به این سوال اساسی که (R2P) چگونه در فرآیند توسعه و تعمیق حقوق شهروندی در سطح ملی و بین المللی تاثیر می گذارد پاسخ داده شده است و اثبات گردیده است که (R2P) رویکردی اصلاحی و تعاملی دارد و می تواند بعنوان راه حلی مفید و کارآمد در خدمت حکومتهای در معرض بحران یا بحران زده مورد توجه قرار گیرد.


 
 


ADMIN LOGIN                       2012 by Jamal Taraz; All rights reserved.